موج وبلاگی بحرین بحر الدم


زنگ بیداری
نی حـریـف هـــرکــه از یـاری بـریـد ....... پـرده هـایـش پـرده هـای مـا دریــــد
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠

 حیدر رحیم پور

 9 دی نمود چه فرهنگی بود؟

برخی از فرهنگ ها به گونه ی ظرف های یک بار مصرف هستند. همین که یک بار مصرف شوند، از رونق می افتند. نمونه اش  سبزپوشیدن گروهی اموی صفت برای فریب امتی که رنگ سبز برایشان مقدس است. و شما دیدید که در ابتدا با چنین حقه ای تا چه اندازه مردم بی خبر را فریب دادند.

حال فرض کنید گروهی احمق تر از پیشینیانشان باشند و بخواهند یک بار دیگر هم با چنین خدعه ای آشوبی را به پا دارند، چه بر سرشان می آید؟ و تا چه اندازه به سخره گرفته می شوند و احیانا دیوانه قلمداد می شوند؟

برخی دیگر از فرهنگ ها، همچون قالی کرمان می باشند، هر چه پا می خورند با ارزش تر می شوند و رنگ و جلای بهتری می یابند، و این نیست مگر اینکه منشاء آسمانی دارند.

ولایت فقیه شاهوار این گونه فرهنگ است.

هنگامی که غرب به یاری هزاران کارشناس و صدها مهره ذخیره داخلی و کیسه کیسه دلارهای سبز، طرح کودتای مخملی را با رنگ بشری ریخت، و همه  قدرت ارتباطی استکبار جهان را به تبلیغ برای یاری رسانی به مجریان این طرح به کار گرفت، بر آن پندار بود که کودتای مخملینش با تکیه بر رنگ سبز؛ آرم پیشوایان مذهب جعفری؛ قطعا پیروز است...

غافل از اینکه شیعه امامیه را با رنگ نمی شود رنگ کرد.

و اما مردم به خواسته امامشان در مقابل فریب خوردگان و فریب دهندگان اموی صبوری پیشه کردند، تا بغض مردم آنگاه شکست که امام انقلاب کار را به امت وا گذارد؛ که دیگر کار از توهین به اصل ولایت فقیه و مصداق امروز آن گذشته بود،

که در عاشورای حسینی، تیرهای زهرآگین فتنه، امام معصوم را نشانه گرفته بود، و کینه توزان در خیابانها چون یزیدیان آتش می زدند و کف و سوت زده و هلهله  می کردند؛

آنگاه بود که مردم را می دیدی که پس از توهین سپاهیان شیطان به اصل مقدس ولایت فقیه ؛ آن هم در عاشورای حسینی، روزی که ولی زمان حسین بن علی (ع) سر بر نیزه داد تا اصل ولایت فقیه را تثبیت کند؛ دسته دسته عکس امامشان به سینه فشرده در خیابانها تجمع کرده بودند و آماده فرمان بودند...

و اندک اندک صف ها فشرده شد و اینان شدند مصداق "صفا کانهم بنیان مرصوص" ؛  فشرده و غیرقابل نفوذ

صدای فروخفته یک امت مبهوت از اوج بی حیایی جریان فتنه  در فاجعه عاشورای 88 اوج گرفت و در 9 دی فقط یک صدا از این موج واحد می شنیدی و آن چیزی نبود جز اعلام سرسپردگی به ولایت فقیه...

و فدائیان سیدعلی شکوهی آفریدند که جهان استکبار هنوز که  هنوز است انگشت تعجب بر دندان تحیر دارد.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

شاید بتوان گفت یکی از خونین ترین کودتاهای قرن، کودتای نظامی دیکتاتور ژنرال پینوشه در شیلی و برکناری سالوادور آلنده بوده است.

آنقدر که رسانه های آمریکایی بر روی 11 سپتامبر 2001 مانور دادند و آن حادثه را که به گفته متخصصین خودشان نیز واقعه ای مشکوک و دست ساخته آمریکاست، ترسناک نشان دادند و از آن برای اسلام هراسی استفاده کردند،

هرگز خاطرنشان نمی کنند که 11 سپتامبر دیگری نیز سالها قبل از آن در خاطره جهانیان نقش بسته است که آن روز کشته شدن سالوادور آلنده، رئیس جمهوری محبوب و مردمی شیلی در کودتای آمریکایی سال 1973 است .

جهان هرگز خاطره سپتامبر سیاه 1973 را از خاطره پاک نخواهد کرد،  همانگونه که 28 مرداد 1332را .

در این روز ارتش  شیلی به پشتیبانی آمریکاییها در کودتایی خونین آلنده رییس جمهور قانونی شیلی را سرنگون کردند . ژنرالها، کاخ ریاست جمهوری را که محل اقامت آلنده بود بمباران هوایی کردند و  اورا به قتل رساندند. ژنرالهای فاشیست به رهبری پینوشه کنترل دولت را در دست گرفتند و در هفته های بعد هزاران نفر از روشنفکران و دانشجویان بیرحمانه در استادیوم سانتیاگو تیرباران شدند یا زیر شکنجه  به قتل رسیدند .

* "آلنده" بدترین گزینه ممکن برای آمریکایی ها بود

"سالوادور آلنده" بدترین سناریوی ممکن برای "واشنگتن" امپریالیستی بود. فردی که به قانون اساسی افتخار می کرد و به طور روز افزون محبوب می شد. این امر ستون های برج ضد کمونیستی را به شدت لرزاند؛ دکترینی که نتیجه چندین دهه تبلیغ بود، مبنی بر این که کمونیست ها فقط از راه زور و فریب می تواند به قدرت برسد، و این که آن ها فقط از طریق ترور و شستشوی مغزی می توانند قدرت را حفظ کنند. 

آلنده در حال دفاع از کاخ ریاست جمهوری در برابر حمله ارتش شیلی ، لحظاتی قبل از کشته شدن در بمباران هوایی

آلنده در حال دفاع از کاخ ریاست جمهوری در برابر حمله ارتش شیلی ، لحظاتی قبل از کشته شدن در بمباران هوایی



* کارشکنی در انتخابات، بی ثبات کردن دولت و کودتای نظامی، هدیه آمریکا به آلنده

بعد از کارشکنی در تلاش های انتخاباتی "آلنده"  در سال 1964 و ناکامی در سال 1970، علیرغم تلاش های گسترده، سازمان جاسوسی آمریکا ("سیا") و سایر بخش های دستگاه سیاست خارجی آمریکا از هیچ عملی برای بی ثبات کردن دولت "آلنده" در سه سال آتی فروگذار نکرد، و توجه ویژه ای به ایجاد تنش نظامی در شیلی داشت. سرانجام در سپتامبر 1973، در حالیکه "آلنده" در بستر مرگ بود، ارتش دولت را سرنگون کرد.

پینوشه رهبر کودتا لحظاتی پس از سرنگونی و کشتن آلنده همراه همقطاران فاشیست خود



* در جریان حوادث پس از کودتای شیلی، هزاران نفر کشته و شکنجه و ناپدید شدند

آن ها به مدت یک هفته های درهای کشور را به روی دنیای خارج بستند در حالی که تانک ها در خیابان پرسه می زدند و سربازان درب منازل را می شکستند؛ در استادیوم ها صدای مهیب اعدام به گوش می رسید و اجساد مردگان در خیابان ها انباشته و بر روی رودخانه ها غوطه ور بودند؛ شکنجه گاه ها پر رونق شده بودند؛ کتاب هایی که بوی توطئه می دادند در آتش ریخته می شدند؛ سربازان شلوار زنان را شکافته و فریاد می زدند "در شیلی زنان لباس زنانه می پوشند!" ؛ فقرا به وضع طبیعی خود بازگشتند؛ و مالکین دنیا در "واشنگتن" و راهروهای مالی جهان محاسبات خود را انجام می دادند. در نهایت، بالغ بر 3000 نفر کشته و هزاران تن دیگر مورد شکنجه قرار گرفته یا ناپدید شدند.

 

تصویری از دستگیری گسترده روشنفکران و دانشجویان و فعالان کارگری در شیلی

 

کتابسوزان پس از کودتا

 

تیرباران دستگیرشدگان در خیابان

 

اجساد کشته شدگان در خیابان به حال خود رها شده است

 

لحظاتی قبل از اعدام در زیرزمینهای خونین استادیوم سانتیاگو

لحظاتی قبل از اعدام در زیرزمینهای خونین استادیوم سانتیاگو

 

در انتظار شکنجه یا اعدام در استادیوم سانتیاگو چند روز پس از کودتا

 

در انتظار شکنجه یا اعدام در استادیوم سانتیاگو چند روز پس از کودتا

 

استادیوم سانتیاگو، دستگیرشدگان تحت نظارت کودتاچیان ، در زیرزمینهای خونین این استادیوم نیروهای آمریکایی پینوشه برای روزها بی وقفه در حال اعدام و شکنجه مبارزان سیاسی بودند

 

دستگیری گسترده مخالفان کودتا در خیابانها

 

 

دستگیری گسترده مخالفان کودتا در خیابانها

 

بمباران کاخ ریاست جمهوری شیلی توسط نیروی هوایی کودتاچیان برای کشتن آلنده

 

حمله به کاخ ریاست جمهوری شیلی توسط کودتاگران آمریکایی

 

لحظات آخر قبل از اعدام توسط کودتاچیان آمریکایی در استادیوم مخوف سانتیاگو

 

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠
امام خامنه ای: ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم که نشان میدهد دولت آمریکا پشت سر ترورها و تروریستهائى بوده است که در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروى آمریکا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروى این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ى با تروریسم را در دنیا پیش افکار عمومى خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئى ندارند.
 

سرخ پوستانش هرگز تجاوز به سرزمینشان را فراموش نخواهند کرد و سیاهانش همواره شعله های کینه و نفرت اربابان را که خانه هایشان را می سوزاند به یاد دارند.

هنوز داغ ننگ جنایات ویتنام بر پیشانی رهبرانش است، و انگشتان خون آلود بریده نوجوان افغانی در جیب لباس نظامی سرباز آمریکایی، شهادت می دهد بر جنایات این نظام خونخوار سرمایه پرست!


  "زندگی کوتاه است، اما خاطره آن طولانی است. برای بسیاری روزی که اولین بمب اتم بر زمین فرود آمد، هنوز زنده است، به روشنی نور انفجاری که آسمان را سفید کرد و تاریکی باران سیاهی که بعد از آن بارید."

چه کسی می تواند رنج ناتمام کودکان هیولایی ناشی از جنایاتش را بکاهد

و درد بی پدری فرزندی را که پدرش بر بلندای خلیج فارس به آتش هوس سرمایه پرستان قدرت طلب سوخت، بیان کند؟

 اکنون بیدار شده اند مردم آمریکا و قد علم کرده اند مقابل این ظلم و بدنامی که دولتشان برایشان به ارمغان آورده ...

بیداری اسلامی و صدای مرگ بر آمریکای سراسر دنیا، مردم آمریکا را لرزانده و وجدان ها بیدار شده اند.

 که روح الله به درستی گفت : "ما مى خواهیم بفهمانیم به خود ملّت آمریکا که نسبت به ملّت آمریکا این ها چه کردند تا حالا، این ها چه جنایاتى کردند که ملّت آمریکا را هم از نظر مردم دارند از بین مى برند، این ها چقدر به خود آمریکا لطمه وارد کردند، لطمه حیثیتى ."

پس می نویسیم با قلمی که خداوند مقدسش داشت و به آن سوگند خورد...

می نویسیم تا واگویه کنیم یک به یک، اسناد جنایات این شیطان بزرگ را ...

می نویسیم همه با هم : "این سند جنایت آمریکاست"

 شرایط شرکت:

1. هر نفر یک پست مرتبط با موضوعات پیرامون "جنایات نظام آمریکا در جهان" در وبلاگ خود بنویسد. عنوان پست وبلاگی حتما و حتما  "این سند جنایت آمریکاست " باشد. (دل نوشته ، متن ادبی ، عکس، شعر ، مقاله ، طرح ، پوستر  و ....)

 

2. در انتهای مطلبش (آخر پست) حداقل 3 وبلاگ نویس را به شرکت در موج دعوت کند و در آخرین پست وبلاگی آنها (بخش ارسال نظر) هم این دعوت را بنویسد.


3. به محض نوشتن پست به ما خبر بدهد، یا اینجا یا در وبلاگ موج وبلاگی جهادگران مجازی(بخش ارسال نظر) http://mojecyber.parsiblog.com


حتما حتما، با نام ( "این سند جنایت آمریکاست") این پست را بنویسد!
حتی الامکان از عکس و پوستر در پست استفاده شود،
 در صورت امکان از برچسبها و کلمات کلیدی مناسب و فراوان هم فارسی و هم انگلیسی استفاده کند.(وال استریت، wall street، OCW، USA,Crime, جنایت، آمریکا، سند جنایت، سند جنایت آمریکا، نظامی آمریکایی،
داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

یونان؛ 74-1964
       
* کودتای 1967 در یونان به کمک آمریکا به بهانه حفظ کشور از خطر کمونیسم

کودتای نظامی در آوریل 1967 رخ داد، درست دو هفته پیش از آن که تبلیغات برای انتخابات ملی آغاز شود؛ انتخاباتی که گمان می رفت رهبر لیبرال کهنه کار، "جورج پاپاندرو" را باز به مسند نخست وزیری برگرداند. "پاپاندرو" در فوریه 1964 با اکثریت آشکار در انتخابات تاریخ یونان نوین برگزیده شده بود. دسیسه های موفق برای برکناری وی فورا پی ریزی شد؛ تلاش مشترک "دادگاه سلطنتی" ("Royal Court")، ارتش یونان، ارتش آمریکا و "سیا" مستقر در یونان آغاز شد. به دنبال کودتای 1967، حکومت نظامی سنتی، سانسور، بازداشت، ضرب و شتم، شکنجه، و قتل رواج یافت بطوریکه شمار قربانیان در ماه نخست به حدود 8000 رسید. این ها توام با اعلامیه ی سنتی معروفی بود تا کشور را از خطر "تسلط کمونیسم" حفظ کنند. قرار بود فساد و تاثیرات مخرب از زندگی یونانیان زدوده شود. چیزهایی از قبیل دامن های کوتاه، موی بلند و روزنامه های خارجی. مراقبت کلیسا از جوانان نیز حالت اجباری گرفت.

* شکنجه ی مردم یونان با تجهیزاتی که آمریکا تامین می کرد

اما شکنجه گری، به مدت هفت سال کابوس دائمی یونان شده بود. "جیمز بِکت"، وکیل آمریکایی که از طرف سازمان "عفو بین الملل" به یونان اعزام شده بود، در سال 1969 می نویسد: "خوش بینانه ترین تخمین ها حاکی از آن هستند که بیش از ۲۰۰۰ نفر از مردم (غالبا به مخوف ترین شکل ممکن) با وسایلی که آمریکا آن ها را تامین می کرده است، شکنجه شده اند".

* تهدید زندانیان یونانی به عدم همکاری با کمونیست ها توسط یک بازپرس سابق این کشور

"بکت" چنین گزارش می کند: صدها تن از زندانیان به سخنرانی کوتاه "بازپرس باسیل لامبرو" گوش فرا داده اند، که پشت میز خود می نشست و نماد کمک آمریکایی ها که به رنگ قرمز، سفید و آبی بود را نمایش می داد. او سعی داشت به زندانیان بیهودگی مقاومت را ثابت کند و می گفت: خودتان را مضحکه نکنید، هیچ کاری از شما ساخته نیست. دنیا به دو بخش تقسیم شده است. کمونیست ها در آن سو هستند و در این سو دنیای آزادی است. روسیه وآمریکا و دیگر هیچ. ما با کدام هستیم؟ آمریکایی ها. در پشت من دولت است، در پشت دولت هم "ناتو" و در پشت "ناتو" آمریکاست؛ نمی توانید با ما بجنگید. چون ما آمریکایی هستیم.

پسر "پاپاندرو" خواهان باقی ماندن در اردوگاه آمریکایی ها

"جورج پاپاندرو" ابدا رادیکال نبود. وی از ضد کمونیست های لیبرال به شمار می رفت. اما پسرش "آندریاس" که کمی با سیاست های پدرش چپ بود خواستار بیرون آوردن یونان از "جنگ سرد" بود و البته خواهان باقی ماندن در "ناتو" و یا دست کم قرار داشتن جزء اقمار آمریکا.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

شیلی؛ 73-1964

* "آلنده" بدترین گزینه ممکن برای آمریکایی ها بود

"سالوادور آلنده" بدترین سناریوی ممکن برای "واشنگتن" امپریالیستی بود. او تنها می توانست یک درجه بدتر از یک مارکسیست مستقر در قدرت باشد؛ فردی که به قانون اساسی افتخار می کرد و به طور روز افزون محبوب می شد. این امر ستون های برج ضد کمونیستی را به شدت لرزاند؛ دکترینی که نتیجه چندین دهه تبلیغ بود، مبنی بر این که کمونیست ها فقط از راه زور و فریب می تواند به قدرت برسد، و این که آن ها فقط از طریق ترور و شستشوی مغزی می توانند قدرت را حفظ کنند.

* کارشکنی در انتخابات، بی ثبات کردن دولت و کودتای نظامی، هدیه آمریکا به آلنده

بعد از کارشکنی در تلاش های انتخاباتی "آلنده"  در سال 1964 و ناکامی در سال 1970، علیرغم تلاش های گسترده، سازمان جاسوسی آمریکا ("سیا") و سایر بخش های دستگاه سیاست خارجی آمریکا از هیچ عملی برای بی ثبات کردن دولت "آلنده" در سه سال آتی فروگذار نکرد، و توجه ویژه ای به ایجاد تنش نظامی در شیلی داشت. سرانجام در سپتامبر 1973، در حالیکه "آلنده" در بستر مرگ بود، ارتش دولت را سرنگون کرد.

* در جریان حوادث پس از کودتای شیلی، هزاران نفر کشته و شکنجه و ناپدید شدند

آن ها به مدت یک هفته های درهای کشور را به روی دنیای خارج بستند در حالی که تانک ها در خیابان پرسه می زدند و سربازان درب منازل را می شکستند؛ در استادیوم ها صدای مهیب اعدام به گوش می رسید و اجساد مردگان در خیابان ها انباشته و بر روی رودخانه ها غوطه ور بودند؛ شکنجه گاه ها پر رونق شده بودند؛ کتاب هایی که بوی توطئه می دادند در آتش ریخته می شدند؛ سربازان شلوار زنان را شکافته و فریاد می زدند "در شیلی زنان لباس زنانه می پوشند!" ؛ فقرا به وضع طبیعی خود بازگشتند؛ و مالکین دنیا در "واشنگتن" و راهروهای مالی جهان محاسبات خود را انجام می دادند. در نهایت، بالغ بر 3000 نفر کشته و هزاران تن دیگر مورد شکنجه قرار گرفته یا ناپدید شدند.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

ـ اندونزی؛ 1965

* کمک آمریکا به کنار زدن "سوکارنو" و کودتای "ژنرال سوهارتو" و متعاقبا قتل عام وحشیانه

یک سری وقایع پیچیده، شامل یک کودتای برنامه ریزی شده، یک ضد کودتا که ردپای آمریکایی ها در آن ها به چشم می خورد، منجر به خلع "سوکارنو" از قدرت و جایگزینی او در یک کودتای نظامی به رهبری "ژنرال سوهارتو" شد. "نیو یورک تایمز"، قتل عامی که متعاقب این کودتا (از کومنیست ها، طرفداران کمونیست ها، افراد مشکوک به کمونیست بودن، و طرفداران افراد مشکوک به کمونیست بودن، و غیر از این ها) به راه افتاد را "یکی از وحشیانه ترین سلاخی های دسته جمعی تاریخ سیاسی مدرن" لقب داد. تخمین ها حاکی از کشته شدن نیم میلیون نفر در چند سال نخست و افزایش این تعداد در سال های بعد است.

 سفارت آمریکا فهرستی طولانی از افرادی که باید کشته می شدند تهیه کرده بود

بعدها معلوم شد که سفارت آمریکا فهرست اسامی 5000 نفر از عاملین "کمونیسم" (از رده های بالا تا اصناف روستایی) راتهیه نموده و به ارتش داد، که این افراد شناسایی و کشته شدند. آمریکایی ها نام افرادی از لیست یاد شده که کشته یا دستگیر می شدند را علامت می زدند. یک دیپلمات آمریکایی در این باره می گوید: "این حقیقتا کمک بزرگی به ارتش بود. آن ها احتمالا خیلی از مردم را کشتند، و دست های ما به خون زیادی آلوده است؛ اما این خیلی هم بد نیست. لحظاتی هستند که باید شدت عمل به خرج دهید".

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* "کوبا" تهدیدی جدی از جهت تبدیل شدن به الگویی مناسب در آمریکای لاتین بود

ـ کوبا؛ 1959 تاکنون
"فیدل کاسترو" در اوایل سال 1959 به قدرت رسید. در یکی از جلسات "شورای امنیت ملی" آمریکا در 10 مارس 1959 موضوع امکان به قدرت رساندن دولتی دیگر در کوبا مطرح شد. متعاقبا 40 سال حملات تروریستی، بمب گذاری، حملات نظامی تمام عیار، تحریم، آمبارگو، انزوا، سوء قصد و ... سهم کوبا بود. کوبا "انقلابی نابخشودنی" انجام داده بود؛ تهدیدی بسیار جدی از جهت تبدیل شدن به الگویی مطلوب در آمریکای لاتین.

* دنیا نمی تواند تصور کند کوبا بدون دخالت آمریکا چه وضعی می توانست داشته باشد

غم انگیز ترین بخش ماجرا آن است که دنیا نمی تواند تصور کند اگر کوبا به حال خود گذاشته می شد، اگر مدام زیر فشار سلاح و تهدید به حمله نبود، اگر اجازه می دادند بدون مزاحمت کنترل اوضاع را بدست داشته باشد، چه کشوری می توانست بسازد. در این سرزمین ایده آل‌ها، بصیرت و استعداد موج می زد. اما هرگز نخواهیم دانست. و این فرض می توانست ایده آل باشد.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* دولت "جان اف کندی فقط از دیکتاتوری های نظامی حمایت می کرد

 ـ جمهوری دومینیکن؛ 66-1933
در فوریه ی سال 1963 "جووان بوش" به عنوان اولین رئیس جمهور برگزیده ی دموکراتیک از سال 1924 به بعد در جمهوری دومینیک به قدرت رسید. در این مقطع دولت ضد کمونیستی "جان اف کندی" با این اتهام مواجه بود که آمریکا فقط دیکتاتوری های نظامی را پشتیبانی می کند. دولت "جووان بوش" مدت ها یک "ویترین دموکراسی" تلقی می شد که با "فیدل کاسترو" شباهت داشت. وی اندکی قبل از ورود به عرصه قدرت در "واشنگتن" تحت معالجه قرار گرفت.

* "جووان بوش" برنامه های اصلاحات ملی فراوانی در دستور کار داشت

"جووان بوش" عقاید قابل احترامی داشت. وی طرفدار اصلاحات ارضی، مسکن با اجاره بهای پایین، ملی سازی معتدل کسب و کارها، سرمایه گذاری خارجی منوط به عدم استثمار بیش از حد کشور و هر سیاست دیگری بود که جزئی از برنامه هر رهبر لیبرال جهان سومی (که در راه تغییرات اجتماعی مصمم است) تلقی می شد. وی همچنین در مورد آزادی های مدنی عزم جدی داشت؛ کمونیست ها یا هر گروه دیگری با این برچسب ها، تا زمانی که واقعا قانون را نقض نکرده بودند نباید مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند.

* ناخشنودی مقامات آمریکایی از برنامه های " جووان بوش" و برکناری وی

تعدادی از مقامات آمریکایی و اعضای کنگره ناخرسندی خود را از برنامه های "جووان بوش"، و البته موضع استقلال وی از آمریکا اعلام داشتند. "اصلاحات ارضی" و "ملی کردن" همواره از مسایل حساس برای "واشنگتن" محسوب می شود، مقولاتی که می توانند "سوسیالیسم خزنده" را شکل دهند. "بوش" در بسیاری از مطبوعات آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفت. در سپتامبر، چکمه های نظامیان بر زمین کوفته شد و"بوش" کنار زده شد. آمریکا که می توانست یک کودتای نظامی را در آمریکای لاتین با نشان دادن چراغ قرمز متوقف کند، واکنشی نشان نداد.
19 ماه بعد، شورشی در گرفت که هدف آن باز گرداندن "بوش" به قدرت بود. اما آمریکا 23000 نیروی نظامی برای مقابله با آن روانه کرد.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* رئیس جمهور برزیل سرنگون شد چون به بیگانگان باج نمی‌داد
 
ـ برزیل؛ 64-1961
آمریکا رییس جمهور برزیل را کنار زده و با دیکتاتور بعدی این کشور همکاری کرد. رییس جمهور "ژائو گولارت" متهم به این جرایم بود: اتخاذ موضع مستقل در سیاست خارجی، ادامه روابط با کشورهای سوسیالیستی و مخالفت با تحریم "کوبا"، دولت وی قانونی را به تصویب رساند که سود قابل انتقال شرکت های چندملیتی به خارج از کشور را محدود می کرد، یک شرکت فرعی "ITT" ملی شد، بعلاوه او اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را به پیش می برد. دادستان "رابرت کنِدی" از این امر ناراحت بود که "گولارت" کمونیست ها را در نهادهای دولتی به کار گرفته بود. اما این مرد طرفدار اصلاحات اساسی نبود. وی ملاکی میلیونر و کاتولیک بود که مدال "ویرجین" را به گردن می انداخت. اما این برای نجات وی کافی نبود. او در کودتایی نظامی در سال 1964 با دخالت مخفیانه و جدی آمریکا سرنگون شد. این روش رسمی واشنگتن بود... آری، متاسفانه دموکراسی در برزیل سرنگون شد... اما کشور از کمونیسم نیز نجات پیدا کرد. در 15 سال آتی تمام خصوصیات دیکتاتوری نظامی که آمریکای لاتین با آن آشنا بود (در برزیل) نهادینه شد: کنگره تعطیل شد، مخالفت سیاسی رو به زوال گذاشت، صدور "حکم بازداشت" قانونی برای جرایم سیاسی معلق گردید، انتقاد از رییس جمهور به حکم قانون ممنوع شد، اتحادیه های کارگری بدست عوامل دولتی تسخیر شدند، اعتراضات مردمی با شلیک پلیس و ارتش به جمعیت روبرو شد، خانه های روستائیان توسط حکومت به آتش کشیده می شدند، با کشیشان بد رفتاری می شد ... ناپدید شدن افراد، جوخه های مرگ، و بالاخره حد اعلای شکنجه و شرارت رواج یافت. دولت این برنامه های خود را "ترمیم اخلاقی برزیل" لقب داده بود.
"واشنگتن" از این وضعیت بسیار خشنود بود. برزیل با کوبا قطع رابطه نمود و به یکی از "مطمئن ترین متحدان آمریکا" در منطقه آمریکای لاتین تبدیل شد.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* ترور یک رهبر آزادی‌خواه به دستور آیزنهاور  

ـ کنگو / زئیر؛ 65-1960
دخالت آمریکا در "کنگو" منجر به رواج فساد و ظلم بر مردم این کشور شد. در ژوئن 1960، به دنبال استقلال از بلژیک، "پاتریس لومومبا" اولین نخست وزیر کنگو شد. اما بلژیک ثروت عظیم معدنی خود در استان "کاتانگا" را حفظ کرد؛ جایی که مقامات ارشد دولت "آیزنهاور" نیز در ثروت آن دست داشتند. "لومومبا" در مراسم "روز استقلال" و در حضور مقامات کشورهای خارجی خواستار آزادی اقتصادی و سیاسی کشورش (از بیگانگان) شد و فهرستی از بی عدالتی هایی که مالکین سفید پوست کشورش علیه بومیان روا داشته بودند بر شمرد. این مرد علنا یک "کمونیست" بود و سرانجام محکوم به سرنوشت بدی شد. یازده سال بعد استان "کاتانگا" جدا گردید و در ماه سپتامبر "لومومبا" به تحریک آمریکا توسط رییس جمهور عزل شد. وی در ژانویه سال 1961 در سوء قصدی به دستور مستقیم "دوایت آیزنهاور" کشته شد. پس از آن سال ها درگیری و آشوب داخلی کشور را فرا گرفت و "موبوتو سِسِ سِکو"، مردی که با سازمان جاسوسی آمریکا ("سیا") بیگانه نبود به قدرت رسید. "موبوتو" بیش از سی سال در کشور قدرت را در دست داشت، با چنان فساد و ظلمی که حتی اربابان او در "سیا" را نیز حیرت زده کرده بود. مردم زئیر علیرغم ثروت طبیعی سرشار کشور در فقر مطلق دست و پا می زدند، در حالی که "موبوتو" به یک مرد چند میلیاری تبدیل شده بود.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

   
* کودتایی آمریکایی برای روی کار آوردن فساد و تباهی

ـ کامبوج؛ 73-1955

آمریکا با دخالت در کامبوج و حمایت از "خمرهای سرخ" مصیبت های زیادی به این کشور وارد کرد."پرنس سیهانوک" یکی دیگر از رهبرانی بود که سودای دوستی با آمریکا در سر نداشت. پس از سال ها ایجاد تنش در رژیم "پرنس سیهانوک" (از قبیل دسیسه برای سوء قصد و بمباران های سری مفتضحانه "نیکسون/کیسینجر" در سال های 70-1969) سرانجام "واشنگتن" طی کودتایی در سال 1970 "سیهانوک" را سرنگون کرد. این سناریویی بود که باعث شد "پول پات" و "خِمِرهای سرخ" اش وارد مهلکه شوند. پنج سال پس از آن، "خمرها" قدرت را بدست گرفتند. اما پنج سال بمباران توسط آمریکایی ها اقتصاد سنتی کامبوج را به نابودی کشاند. کامبوج قدیم برای همیشه از بین رفت. "خمرهای سرخ" به طرزی باور نکردنی مصیبت های فراوانی بر این سرزمین بد اقبال وارد نمودند. جالب آن که آمریکا پس از شکست از "ویتنامی ها"، به حمایت نظامی و دیپلماتیک از "پول پات" پرداختند.

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* آمریکا و جنگ ویتنام 
 
ـ ویتنام؛ 73-1950
آمریکا پس از 23 سال اشغال و کشتن میلیون ها نفر، نیروهای نظامی اش را از ویتنام خارج کرد. بی ثباتی در این کشور با حمایت از فرانسوی ها (استعمارگران سابق و همدست ژاپنی ها) علیه "هو چی مین" و حامیان وی که همکاری نزدیکی با تلاش های جنگ "متحدین" داشته و آمریکایی ها را می ستودند آغاز شد. "هو چی مین" نوعی کمونیست به شمار می آمد. وی نامه های متعددی خطاب به "رییس جمهور ترومن" و "وزارت خارجه آمریکا" نوشت و در آنها از آمریکا برای کسب استقلال ویتنام از فرانسه و یافتن راه حلی صلح آمیز برای کشورش درخواست کمک نمود. اما کلیه درخواست های "هو چی مین" نادیده گرفته شدند. وی اعلامیه جدید استقلال ویتنام را به آمریکایی ها نمایاند، اعلامیه ای که با این جملات آغاز می شد: "تمام انسان ها برابر آفریده شده اند. پروردگار به آن ها شخصیت اعطا نموده است". اما این امر برای "واشنگتن" اهمیتی نداشت. "هو چی مین" نوعی کمونیست بود. آمریکا پس از 23 سال و بر جای گذاشتن میلیون ها کشته، نیروهای نظامی اش را از ویتنام خارج کرد. به عقیده اکثریت مردم آمریکا در جنگ ویتنام شکست خورد. اما "واشنگتن" با نابود کردن ویتنام و تباه کردن سرزمین و مردمان ویتنام برای چندین نسل، به هدف اصلی خود نائل شد: پیشگیری از آن چه می توانست اوجگیری توسعه ی مطلوب برای "آسیا" باشد. بالاخره "هو چی مین" به نوعی کمونیست بود.
   

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* دخالت در انتخابات گویان به خاطر تشکیل جامعه غیرسرمایه‌داری
 
ـ گویان بریتانیا / جمهوری گویان؛ 64- 1953
"واشنگتن"، علیه سیاست های "جاگان" برای جایگزینی نظام سرمایه داری آمریکا بود. به مدت 11 سال دو تن از قدیمی ترین دموکراسی های جهان، یعنی "بریتانیای کبیر" و "آمریکا" تلاش های فراوانی انجام دادند تا مانع از به قدرت رسیدن رهبری شوند که در انتخاباتی دموکراتیک انتخاب شده بود. "چِدی جاگان" یک رهبر جهان سومی دیگر بود که سعی نمود بی طرف و مستقل بماند. وی سه بار در انتخابات پیروز شد. اگرچه وی یک چپ گرا بود (یعنی خیلی بیشتر از "سوکارنو" و "آربِنز") اما سیاست هایش انقلابی نبود. با این حال او مهره ای انگشت نما  بود زیرا "واشنگتن" را به شدت نگران ساخته بود؛ این نگرانی ناشی از قصد وی دایر بر ایجاد جامعه ای بود که به طور موفقیت آمیزی جایگزین مدل سرمایه داری شود. سرانجام بریتانیا و آمریکا با استفاده از انواع تاکتیک ها (از اعتصابات عمومی و شایعه پراکنی تا تروریسم و قانون گرایی بریتانیایی) "جاگان" را در سال 1964 کنار زدند. "جان، اف کندی" دستور برکناری وی را صادر کرده بود؛ چنان که "آیزنهاور" هم این کار را انجام داده بود. یکی دیگر از کشورهای غنی تر منطقه تحت حاکمیت "جارگان" در دهه 1980 یکی از فقیر ترین کشورها به شمار می رفت. صادرات عمده ی این کشور انسان بود!

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* تزریق پول توسط سازمان سیا به انتخابات اندونزی
 
ـ اندونزی، 1958-1957
"سوکرانو" نیزمانند ناصر از قماش ان دسته از رهبران جهان سوم بود که امریکا تحملش را نداشت. او به شدت در جنگ سرد بی‌طرف بود؛ سوکرانو هم به اتحاد جماهیر شوروی، هم به چین و هم به امریکا سفر می‌کرد. او بسیاری از دارایی‌های خصوصی هلندی‌ها که قبلادر این کشور قدرت مستعمره‌گر بودند را ملی اعلام کرد. سوکرانو حزب کمونیست اندونزی را سرکوب نکرد؛ بنابراین سازمان سیا با تزریق پول به انتخابات این کشور، توطئه‌چینی برای ترور سوکرانو و ائتلاف با افسران نظامی مخالف وی تلاش کرد جنگی همه‌جانبه علیه دولت وی راه بیندازد. سوکرانو از تمام این دسیسه‌ها جان سالم به در برد

داغ کن - کلوب دات کام
نویسنده: منصوره مرگان ازغدی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

* چشم آمریکا به منابع نفتی خاورمیانه

ـ خاورمیانه، 1958-1956
دکترین آیزنهاور اعلام می‌کرد که آمریکا " آماده است تا با استفاده از نیروهای نظامی خود به هر کدام از کشورهای خاورمیانه که در برابر خشونت نظامی کشورهای تحت نفوذ کمونیسم بین‌المللی نیاز به کمک دارند، یاری‌رسانی کند." ترجمه این بیانیه آمریکا این بود که هیچ کس به غیر از آمریکا حق تسلط یا اعمال نفوذ بیش از حد بر خاورمیانه و منابع نفتی آن ندارد و هر کس چنین خیالی در سر بپروراند مشمول تعریف "کمونیسم" خواهد شد. آمریکا در راستای همین سیاست دو بار تلاش کرد دولت سوریه را سرنگون کند، چندین "نمایش قدرت" در سواحل مدیترانه راه‌اندازی مرد تا جنبش‌های مخالف با دولت‌های موافق آمریکا در اردن و لبنان را مرعوب کند، 14 هزار نیروی نظامی به لبنان فرستاد و برای براندازی ملی‌گرایی خاورمیانه‌ای جمال ناصر در مصر (که برای آمریکا بسیار دست و پا گیر بود) و ترور خود وی توطئه چید.

داغ کن - کلوب دات کام
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :

موج وبلاگی بحرین بحر الدم جبهه جهادگران مجازی